اسكندر بيگ تركمان

960

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بظهور آمده پاى از دايرهء ادب بيرون نهاده بودند و خلاف عهد و شرطيكه در آغاز اقامت جزيرهء جرون با واليان مسلمان كرده بودند و بخودسر در جزيرهء كه منبع آب جرون است مشهور به قيس قلعهء احداث نموده حارس و نگهبان تعيين كرده در ازدياد عمارت و استحكام آن ميكوشيدند امامقلى خان بيگلربيگى فارس از اين معنى خبر يافته جمعى را بتسخير و تخريب قلعهء مزبور مأمور ساخته حقيقت معروض گردانيد حقايق آن حال و رفتن امام قليخان بدان صوب و تسخير جزيرهء جرون و انعدام [ 676 ] فرنگيه پرتكاليه از آن ملك مشروحا در سال آينده مرقوم قلم وقايع رقم خواهد شد انشاء اللّه تعالى . دعوت نمودن جمعى از نصارى بدين اسلام درين سال رأى عالم آراى همايون كه ممهد بنيان دين و دولت و مقوى اركان ملك و ملت است اقتضاى آن نمود كه گروهى از ارامنه و نصارى را كه حسب الامر در فريدن و سرحد قرب جوار بختيارى اقامت و محل زراعت دارند بدين اسلام دعوت فرمايند و از وفور ترحم و غمخوارى كه چون دنيا محل حوادث و دار فتور است مبادا در هنگام وقوع حادثه و عدم استقامت ملك از الوار قرب جوار كه جور و اعتساف جبلى آن طايفه است بايشان كه مطيع الاسلام و اهل ذمه‌اند دست درازى واقع شده نساء و صبيان بذل اسر گرفتار آيند جمعى از آن طبقه دعوت همايون را بقدم اذعان تلقى نموده طوعا او كرها پذيراى فرمان شدند غرض اصلى آن بود كه در مواضعى كه ايشان مسكن گرفته‌اند معبدى كه ساخته‌اند به مسجد شهرت يافته آواز مؤذنى از آن برآيد كه شعار مسلمانى ظهور يافته عاقبت حال ايشان بخير و خوبى مقرون باشد سيادت پناه امير ابو المعالى نطنزى مجلس نويس همايون را كه ابا عن جد از ملازمان قديم اين دودمان ولايت نشان است و از عهد صبى در ظل تربيت همايون شاهى نشو و نما يافته بشرف قرب و منزلت سرافراز و بكمال اعتماد و محروميت از كفار ممتاز است بدين خدمت سعادت افزا مأمور گشته و او حسب الامر - الاعلى متوجه اين امر خير انجام گشته بميانه آن جماعت رفت بعضى را توفيق رفيق گشته بالطوع و الرغبة هدايت يافته و جمعى كه ترك ملت مسيح باغوا و تحريك رهبانان و كشيشان بر ايشان دشوار بود و تغيير كيش نصارى مكروه خاطر ايشان مينمود باندك تهديدى كه بقسيسان و رهبانان در ترك ممانعت نمودند از منع متصاعد گشته بجز انقياد چاره نيافته باكراه قدم در دايرهء مسلمانى نهادند و اكثر نساء و صبيان در شوق و شعف آمده بر يكديگر سبقت جسته زبان بكلمهء توحيد و ترك ملت نصارى و قبول دين مبين و شريعت بيضاء گويا ميساختند . سيادت پناه مشار اليه بيمن عاطفت شاهانه توفيق اين سعادت عظمى يافته تا موازى پنجهزار نفس بحليهء اسلام متحلى گشته شعار مسلمانى ظاهر ساختند و هر گروهى كه بكلمهء طيبهء شهادتين زبان ميگشودند كتب ايشان را از سواد انجيل و ما يكون من هذا لقبيل از دست كشيشان و قتيلان گرفته مقرر داشتند كه معلمان مسلمان ايشان را تعليم قرآن و احكام شريعت مينموده باشند و همچنين كل نصاراى ارمنى را كه نقل مازندران شده بود تكليف مسلمانى كرده بدين اسلام دعوت فرمودند و مولانا محمد على تبريزى بدين خدمت مأمور گشت اكثر آن طايفه دعوت پادشاه اسلام را پذيرفته از روى صدق و يقين و گروهى باكراه العلم عند اللّه زبان بكلمتين جارى ساخته در زمرهء اهل اسلام انتظام